آسو رسولی
جمهوری اسلامی در فرایند سرکوب همیشه دارای دکترین متخص به خود بوده است. این دکترین که مکانیزمهای خطرناکی را پدید آورده است، دادههای خود را بر روی مردم امتحان میکند. ایجاد فضای مختنق سیاسی، تفتیش عقاید و احساسات، میلیتاریزهی فرهنگی، اقتصاد مازوخیسم محور، برخورد جنسیتی، تحقیر زبان، مثله کردن بدن، تعرض روحی و جنسی از مهم ترین شیوههای دکترین رژیم است. مواجههی رژیم و عواملش با مردم معترض در ساحتی عریان و تحکمی است، یعنی موجود معترض به مثابهی فردی مزاحم تعبیر میشود. حضور خیابانی مردم یعنی ایجاد مزاحمت برای نظام، یعنی اغتشاش و بهم زدن آرامش حاکم.
کسی که آرامش حاکم را بهم بزند به اشد مجازات محکوم میشود و باید کرامت و حیات از او سلب شود. این برخورد سلبی در واقع استراتژی رژیم است و در تاکتیکهای متکثری عملی میشود. رژیم به دیالوگ اعتنا ندارد و حقیقتا آن را برنمیتابد. رویکرد مونولوگ محور رژیم اسلامی باعث شده که در مقام متکلم وحده باقی بماند و فقط اکوی صدای خویش را بشنود. صدا و سیمای رژیم فقط صدا و سیمای ولایت و رژیم است و مردم در آن حضور ندارند. بازنمایی اعتراضات در صدا و سیما به نوعی مهندسی شده است که جای جلاد و قربانی را تغییر داده و مزدوران را به سان منجی و فرشته و مردم معترض را چون یاغی و تخریبگر معرفی میکند.
رژیم از خشونت جنسی به مثابهی سازوکار سرکوب حداکثری علیه زنان و دختران استفاده میکند. این خشونت در بطن ساختار ایدئولوژیکی نهادینه شده است. سرکوبگر با اعمال این سازوکار در واقع در پی کسب ثواب است و حتی در بین مزدوران اطلاعات سیاسی، سپاه و نیروی انتظامی یک نوع رقابت مقبح در این راستا وجود دارد. رژیم از زنان و دختران ایرانی هراس دارد و وجود آنان را مغایر با هستی انگل گون خود میبیند. درندهگی این افراد در واقع بازتاب گفتمان سکس محور ولایت فقیه است.
رژیم اسلامی با اعمال خشنوت جنسی علیه مخالفان و معترضان خواهان هتک حرمت، تحقیر، آتو گرفتن، سو استفادهی مدوام و متعاقب و در آخر سر هم تواب سازی است. برخی از افراد که در این فرایند وحشتناک مورد خشونت جنسی واقع میشوند در اثر سیاستهای ضد اخلاقی در آخر دچار انواع بیماری جنسی و روانی میشوند و حتی در بعضی از موارد چون فردی منزوی به زندگی ادامه میدهند، به همین سبب درایران فعالیتهای بسیاری در راستای بهبود وضعیت افرادی این چنین صورت گرفته است.
خشونت جنسی در اشکال متفاوت علیه دختران اعمال میشود که عبارت اند از:
- شلیک به اندامهای حساس و جنسی
- تجاوز جنسی به دختران در خیابان و زندان
- تحقیر زبانی و متلک پرانی در عین اعتراضات
- اعتراف اجباری و پخش آن در صدا وسیما
- عقیم سازی
- حامله کردن زنان زندانی
- فیلم گرفتن از صحنهی تجاوز
- شکنجهی اندامهای حساس و جنسی
- مثله کردن بدن
- ایجاد بیماری جنسی و انتقال ویروس ایدز
- فاحشه سازی و صیغهی اجباری
عموما این جنایتها متوجه اکثر دختران میشود اما عموما رسانهای نمیشود چون فرد در اثر تجربهی تلخ و تهدید مزدوران همیشه نوعی ترس و دلهره را با خود حمل میکند و خانوادهها که آگاهی قلیلی در این باره دارند همیشه مسکوت میمانند. زنان زیادی که قربانی خشونت جنسی در بطن اعتراضات و زندانها شده بودند بعد از خروج از ایران لب به سخن گشودند و از عمق فاجعه گفتند. بر اساس برخی تحقیقات راستی آزمایی شده، حکومت جمھوری اسلامی از تعرض و تجاوز جنسی به عنوان یکی از ابزارھای سرکوب و برای تحت فشار گذاشتن، ناامید کردن، اخاذی و دریافت حق سکوت از معترضان قربانی شده، استفاده میکند.
از ٢١ مھر و در میانهی خیزش ١۴٠١ ایران فیلمی به صورت گسترده در شبکهھای اجتماعی منتشر شد که نشان می داد یک مامور یگان ویژهی پلیس ایران در جمع یگان موتوری در میدان آرژانتین تھران به یک دختر معترض جوان در ھنگام دستگیری از طریق لمس اندامھا تعرض جنسی میکند. روزنامهی بریتانیایی گاردین آذر ١۴٠١ در گزارشی با گفتگو با ده پزشک متخصص در ایران مدعی شد نیروھای امنیتی به طور عمد به صورت، سینه و اندام جنسی زنان گلوله ساچمهای شلیک میکنند. حسین کرمان پور، مدیر اورژانس بیمارستان سینا تھران ٢٣ آذر ١۴٠١ در مصاحبهای اعلام کرد ” آنطور که ما متوجه شدهایم، بیشترین آسیبھا اول به چشم و بعد به عضلات بوده است. در برخی موارد اصابت ساچمه به ریه و اندامھای تناسلی ھم بوده است “.
شبکهی سی ان ان، پس از یک بررسی دوماھه مھر و آبان ١۴٠١ و در گزارشی تحقیقی، تایید کرده است که پسران و دختران بازداشت شده در ایران، مورد خشونت جنسی قرار میگیرند و در برخی موارد در زندان به آنھا تجاوز میشود. ضرب و شتم و آزار جنسی زندانیان دخترِ به ویژه زیبا شدیدتر است. به گفتهی یکی از دختران بازداشت شده، در بازداشتگاه، یک “اتاق خصوصی بازجویی” وجود دارد که افسر بازجو، دختری زیبا را به تنھایی با خود به آن اتاق برده و به او تعرض جنسی میکند. یکی از این کسانی که بارھا مورد تجاوز جنسی و حتی پارگی اندامھا قرار گرفت آرمیتا عباسی است. بر پایهی برخی از سندھای محرمانه منتشر شده در سال ١۴٠٣ خورشیدی، چند مامور امنیتی وابسته به سپاه پاسداران پس از کتک زدن و شکنجه کردن نیکا شاکرمی با شوکر و باتون و نیز پیش از کشتنش به او تجاوز جنسی کردند.
در اعتراضات کنونی نیز عوامل رژیم به شدتی مضاعف به سرکوب معترضان میپردازند و با اعمال خشونت جنسی علیه دختران در واقع خواهان ایجاد اتمسفری پلید هستند تا اعترضات را از مسیر اصلی خویش منحرف کنند. خشونت جنسی از حذف فیزیکی خطرناک تر است و تبعات سنگینی برای قربانی، خانواده و جامعه دارد. فرد قربانی باید با آگاهی و به اشتراک گذاشتن تجربیات خود که فی الواقع اصلا کار آسانی نیست جامعه را از این وضعیت حاد با خبر سازد و خانوادهها نیز بایستی در دام توطئههای رژیم نیفتند.