قتل‌عام در سکوت

پارت اول: اواخر بهار تا اوایل زمستان

پس از جنگ دوازدە روزە و فعال‌ شدن مکانیزم ماشە و اعمال دور جدید تحریم‌ها از اوایل تابستان، تاثیرات این‌ها در یک بازەی زمانی کوتاه نمایان گشتند. اثرات تحریم به خصوص تورم و رکود بر وضعیت معیشتی مردم خود را آشکار ساخت. ارز، طلا و اقلام خوراکی اولیە سیر صعودی شدید یا بهتر بگوییم افسار گسیختەای بە خود گرفتە و عملا ادامە حیات را برای مردم غیر ممکن نمود. دامنەی اعتراضات و نارضایتی‌های مردم ایران از بازار و کسب‌ و کار ها شروع و بە اعتصاب و تظاهرات کشیدە شد. پس از چند روز مرحله جدیدی آغاز و دانشجویان علی‌رغم تعطیلی و فرجە در امتحانات بە همراە دیگر اقشار جامعە در پی خواستهای خویش بە میدان آمدند.

علاوه بر اینان و سایر طیفهای جامعه، زنان و جوانان و همچنین ملیت‌های ایران نیز از سیاستهای سراسر تبعیض‌آمیز رژیم ایران به تنگ آمده و خواهان تغییر دموکراتیک و گذار از این وضعیت در ایران شدند. رژیم مستبد حاکم بر ایران بعد از گذشت نزدیک بە ٥۰ سال از انقلاب ٥۷ تاکنون به نیازها و مطالبات ملتها به ویژه مطالبات برحق آنها، مطالبات اقتصادی و معیشتی، آزادی بیان و پوشش و تنوعات اتنیکی در ایران پاسخ نداده، بالعکس هر زمان با تهدید، شکنجه، سرکوب و بازداشت به آنان پاسخ داده است. حاکمان ایران با ماهیت ضداجتماعی و ضدانسانی خود به این مهم بی‌اعتنا بوده و سعی نمودەاند فرهنگها و اندیشه‌های مختلف را در نظام استحاله نمایند. مواضع ایران در قبال حل دموکراتیک مسائل همیشه آمیخته به خشونت بوده تا احساس نیاز به تغییر در جامعه را در نطفه خفه کند.

اما با وجود اعمال فشارها و خشونتها، جامعه ایران و روژهلات کوردستان، اینبار با کنشی سیاسی و در ادامە انقلاب ژن، ژیان، آزادی کە بە شکلی پولاریزە شدە، و این امر توان اندیشه و تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی را در آنان افزایش داده است، بە میدان آمدند تا در وضعیت موجود بستر و فرصت مساعدی فراهم آورده که همە آحاد جامعە اعتراضات خود را به سوی انقلابی دموکراتیک سوق دهند. میدانی کە نیاز بە همیابی، همگرایی، و همزمان تعامل سازنده و همسویی برای آن امری حیاتی می‌نمود.

پارت دوم/ چهارشنبە ۱۷، پنج‌شنبە ۱٨ و جمعە ۱۹ دی‌ماە

و همه در وحدتی منسجم به مقابله با «شبحی که بر فراز ایران در حال گشت‌و‌گذار است» برخاسته‌اند. دستگاه کنترل و سرکوب نیز با ادوات جنگی در میدان هستند و این نیز طبیعی است. امکانات آن‌ دستگاه گسترده و مخوف قدرت و سرکوب را با امکانات محدود بدن‌های بی‌دفاع و بی‌تجربه مقایسه کنید. اینجا میدانی‌ست بزرگ برای فرودستانی که زیر چرخ‌های توسعه‌ی خشن سرمایه‌داری رانتی در حال له‌‌شدن‌اند. اما مردم فهمیدەاند که می‌شود به پا خواست، لرزه بر اندام‌شان انداخت و کمرشان را شکست.

مردم باور دارند کە شکاف عمیق ثروت و فقر، شکاف مرکز و پیرامون. و این شکاف روآمده چیزی نیست که به این سادگی‌ها بتوان با سرکوب و تبلیغات دروغ پرش کرد. شهرهایی که حتی نام‌شان را نشنیده بودیم یک‌باره تمامی معادلات را درنوردیدند. چند شعار سلطنت‌طلبانه یا ناسیونالیستی، واقعیت آن شب‌ها نبود چونکە طبیعی است که جهت‌گیری‌های گاه متناقضی در سطح شعار مشاهده شود. حتی که اگر برخی عامدانه به این شعارها دامن می‌زنند، تعدادشان در بدنه‌ی اصلی بسیار اندک بود. کانون‌های اصلی شورش‌ها را دیدیم. چرا کرماشان، ایلام و لرستان؟ چرا اصفهان و مشهد؟ چرا تهران و کرج؟ چرا قم، یزد و کرمان؟ چرا مازندران و گیلان؟ و در آخر چرا سرتاسر ایران بجز بعضی مناطق سنی‌نشین؟! یکی حتی آب شرب ندارد، دیگری روی طلای نفت نشسته ولی از همه‌چیز محروم، یکی کانون فقر و تبعیض، و آن دیگری اسیر خشک‌سالی و فلاکت.

همە و همە اجتماع‌شان بر کلیت نظام و نماد‌های دم‌دستی آن؛ از فرمانداری تا دادگستری، از مسجد و حوزه‌ی علمیه تا کلانتری. از بانک‌ها و مراکز انحصاری سپاە در فروش اقلام خوراکی. شورشی بینا کە در تاریخ معاصر بی‌مانند می‌نمود. چرا کە اینچنین هدف اصلی را نشانه رفتند. اینچنین خودسازمان‌ده شوند و شبکه‌ی مردمی مختص خود را بسازند. اینچنین ساختن عنصر ذهنی مورد نیاز برای پیوستن بخش عظیمی از مردم تا مرز بیش از ۳۰ ملیون نفر! و این یعنی بزرگ‌ترین دستاورد؛ وصله‌کردن سطح ذهنی مشخصی نه به ناخودآگاه، که این‌بار به خودآگاه جمعی توده‌ای است.

پارت سوم/ ابتدای هفتەی آخر دی‌ماە

بازوهای سرکوب رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی از جملە سپاە، بسیج و یگان‌ویژە بنابر ذهنیت و سنت دیرینه‌ی خود این بار  بسیار فراتر از قبلی‌ها و با توحشی از اعماق وجود اقدام به سرکوب وحشیانه اعتراضات مسالمت‌آمیز و دموکراتیک مردم نمود. در جریان این سرکوب صدها نفر از شهروندان شهید، مجروح و بازداشت شدند. سران رژیم نه ‌تنها به مطالبات برحق مردم هیچ وقعی ننهاده، این‌بار گام را فراتر نهادە و معترضان را “تروریست‌های مسلح” خطاب می‌کنند؛ با تشدید فضای سرکوب و قتل‌عام، در سکوت خبری کامل سعی در سرپوش نهادن بر اقدامات ضد‌انسانی خود دارند. از تحویل دادن پیکر قربانیان به خانواده‌هایشان امتناع ورزیده و از برگزاری مراسم بزرگداشت آنها ممانعت می‌کنند.

آمارهای غیر رسمی قربانیان وحشتناک است. رسانەها از نزدیک بە ٤۰ هزار نفر سخن می‌گویند و خانوادەها از ناپدید شدن فرزندانشان. تلویزیون جمهوری اسلامی معترضان را تروریست‌های مسلح می‌داند و خانوادەها از جان‌باختن فرزندانشان توسط سرکوبگران نظام می‌گویند. سران جمهوری‌اسلامی جانباختەها را بسیجی خواندە و خانوادەهایشان از فشار یک ملیارد و دویست ملیون تومانی رژیم برای تحویل پیکر فرزاندشان می‌گویند!

در مقابل چشمان پدر، ملینای ۳ سالەاش را با تیر جنگی می‌زنند و با فشار تهدید و پول او را وادار بە گفتن کذب می‌کنند.

نالەهای پدرِ “سپهر بابا” را مجبور بە انکار می‌کنند. شرافت بعضی از پدر و مادر ها را می‌خرند و ترورهای مسلحانە خود را بە مردم نسبت می‌دهند. سناریویی از پیش برنامە‌ریزی شدە! در سکوت خبری کامل در تهران و کرماشان کهریزک و ورزشگاە منتسب بە نام خمینی را بە جنازە‌خانە تبدیل می‌کنند.

پارت ماقبل پایانی/ اوایل بهمن ماە

آمارهای قربانیان مرتب رو بە افزایش است. جدا از تهران بیشترین کشتار در مشهد، کرماشان، رشت، اصفهان، کرج و گرگان بوده‌ است.

در استان تهران ۹۷۱٦ نفر، در استان خراسان ٨۰۱٤ نفر، در استان کرماشان ۲۱۲۲ نفر، در استان گیلان ۱٨۹۰ نفر، در اصفهان ۱٦۳۷ نفر، در کرج ۱۹٥٨ نفر، در استان گلستان ۱۱۲٤ نفر، در استان خوزستان ۱۰۰۳ نفر، در استان فارس ٨۷٤ نفر، در مازندران ۱۱۳۹ نفر و در استانهای دیگر ٥٦۳۹ نفر کە در مجموع معادل ۳٥۱۱٦ تنها بخشی از آمار جانباختگان است کە توسط بیمارستانها ثبت گردیدە است.

بسیاری دیگر از خانوادەها نیز هنوز از فرزندان خود بی‌خبر هستند کە این نیز می‌تواند مزید بر افزایش جانباختگان باشد. شنیدەها از جنازە‌خانەهای تهران و کرماشان نیز حاکی از جنایت هولناک دیگری می‌باشد. رژیم پیکر‌های نیمە‌جان را قطعە قطعە کردە اعضای بدن از جملە قلب، کلیەها و دیگر عضوها را جداسازی کردە است.

با این حال و اوصاف تنها امروز مردم ساکن در جغرافیای ایران داغدار فرزندان غیور خود هستند، فرزندانی راست‌قامت کە نامشان در تاریخ این سرزمین برای همیشە خواهد درخشید. برای همیشە چراغ و راهنمای راە راستی و رسیدن بە حقیقت، همان حقیقتی کە عشق است و عشق‌اش، حیات آزاد.

پارت پایانی/ آزادی و برابری

در برابر موجاموج قتل و دهشت، در کنار خشم توده‌ها بایستید. در دورانی که از «مسالمت» و مبارزات «مسالمت‌آمیز» سخن می‌گویند. در دورانی که خشم توده‌ها را «به فرموده» و مایه‌ی «انحراف» جا می‌زنند، به زبانه‌های خشم توده‌ها وفادار بمانیم و انکار آن را رد کنیم. سرود قیام را برای کاوه‌های اعماق، برای گرفتن انتقام خون‌هایمان اینچنین بخوانید:

در جوابِ گلوله‌ها

شکنجه‌ها، دارها

در جوابِ گرسنگی

رنجِ بی‌امان بندگی

تظاهراتِ با صدا کار ما بود

بستنِ خطوطِ راه کار ما بود

آتشِ اماکنِ شما کار ما بود

کشتن سرکوبگران کار ما بود

بترس از این صدا

هو هوهو هوهو هوهو

زبانه‌ی شعله‌ها

هو هوهو هوهو هوهو

از خروشِ خشم ما

هو هوهو هوهو هوهو

در قیام توده‌ها

هو هوهو هوهو هوهو

تقلای زندگی‌ست خشم ما

بدان

خروش رنجِ خستگی‌ست خشم ما

بدان

شکست قفل بردگی‌ست خشم ما

بدان

پی هدف دوندگی‌ست خشم ما

بدان

بزن گلوله را

تو تباه می‌شوی

خشم ما جوانه می‌زند

مچاله می‌شوی

به زیر لگد‌ها

زباله می‌شوی و

دود هوف…

در جوابِ گلوله‌ها

شکنجه‌ها، دارها

در جوابِ گرسنگی

رنجِ بی‌امانِ بندگی

تظاهراتِ با صدا کار ما بود

بستنِ خطوطِ راه کار ما بود

آتشِ اماکنِ شما کار ما بود

کشتن سرکوبگران کار ما بود

مطالب مرتبط