هیمن ئالان
کوردستان سرزمینی است که به درازای تاریخ مورد ظلم و تعدی واقع شده است و هستی او همواره انکار شده است. این انکار در ابعاد گسترده و در اشکال متفاوت صورت گرفته است، به نحوی که هیچ کوردی یافت نمیشود که از این قاعدهی منحوس مستثنی باشد. استعمارگران که وجود کورد را به سان مزاحم میدیدند، دریافتند که با حذف فیزیکی نمیتوانند کورد را ریشهکن کنند، شروع کردند به پارچه کردن و ایجاد انشقاق جغرافیایی بین بخشهای کوردستان و این انشقاق نوعی تزویر سیاسی بود و هدفش تسهیل در فرایند کلونی سازی بود.
ایجاد شخص بیشخصیت، خائن، فئودال، رعیت تهی مایه، زن مطیع و غیره که همهی این فیگورها در شخصیت فرد اپورتونیست جمع میشود از نتایج استعمار سیاه و تاریک است. کوردستان که یک مستعمره است در ساحت سیاست محلی از اعراب نداشت و نمیتوانست برای خود و آیندهاش تصمیم بگیرد. شخصیت کورد در بحبوحهی این پریشانی همواره در قیام و تلاش برای معرفت نفس و پیرامون بوده است ولی هربار سرکوب شده است. کوردها که در حاشیهی هستی بودند امکان تنفس سیاسی و اجتماعی نداشتند اما با ایجاد نوعی سازماندهی زیرزمینی زبان، فرهنگ و ادبیات خویش را حفظ کردند.
رتوریک کوردی مالامال از استعاره، کنایه و زخم زبان است. این زبان پریشی که معلول صلب صراحت از هستندهی کورد است باعث ایجاد ادبیاتی مجازی شد که همه چیز را تلویحا و مجازا به زبان بیاورد. این ادبیات در نوع خود خشن، عاصی و انقلابی بود و درساحتهای نرمال و متعارف عاشقانه و عارفانه با اتکا بر آیرونیک زبانی بر وجود استعمارگر پارودی میزد و به نوعی او را مورد هجو قرار میداد. هستندهی کورد که زبانش به رسمیت شناخته نشده با ساختارشکنی در قالبهای مسلط و بهم ریختن نظم موجود همواره خودنمایی میکند.
نگاه خیره و ابزاری متجاوز که کورد را به چشم جسمی نحیف و پلشت مینگریست، در پی ارضای غرایز استعماری خویش زنان کورد را در زیر چادرهای سیاه نگه داشت تا مانع از تحقق حیات آزاد شود. تحمیل قواعد دست و پا گیر فقهی و شرعی به زنان و عدم پذیرش آنان به عنوان انسان باعث شد که بالانس جنسیتی کوردستان از بین برود و نوعی نظام مردسالار و خنثی پدیدار شود. این نظام کاملا دگم و سرگردان در قالب خویش بود و موجب تضعیف بنیههای اجتماعی شد. شخصیت زن به موجودی اهل غیبت، اغواگر، لوده، دورو و ترسو تنزل یافت و زن کورد برای مدت زمانی از جوهرهی خود فاصله گرفت.
انقلاب روژئاوا انفجاری بود که تاروبود هستی استعمار را درهم نوردید و موجب پدیدار شدن حیاتی جدید و انسانی شد. این انقلاب خبر از ظهور شخصیت مبارز و مستقل کوردی میداد که میرفت تا قلعهی پوشالی ظالم و ارهاب را تخریب کند. این قیام با ارتقای سطح آگاهی، وضعیت کوردی را با رویکردی ساینسیکال از وخامت سیاسی به ادارهی خودمدیرتی دموکراتیک تبدیل کرد. برای اولین بار کورد در مقیاس چشمگیر دارای نیروی نظامی و دفاعی شد که ماحصل سالها تجارب گریلایی را این بار در قالبی جدید عرضه داشت. نیرویهای HSD که دارای خط مشی دموکراتیک هستند با دیسپیلین ذاتی خود توانستند تروریستهای داعش را شکست دهند و خط ضد تروریسم کوردی را به جهانیان نشان دهند.
روژئاوا مدلول واقعی ” زن زندگی آزادی ” است و برای اولین بار زن کورد در ساحت حقیقی زندگی به سان یک کنشگر فعال حضور مییابد. زنان و دختران در روژئاوا توانستند ذهنیت مردسالار مرتجع را زمینگیر کنند و با آموزش درخور موجبات پیشرفت را فراهم کردند. زنان این بار ارادهمند و با شکوه در تمامی زمینههای سیاسی، اجتماعی، نظامی و هنری صاحب نظر شدند و استایل مختص خود را ارائه کردند. فیگور مدرن زن مبارز کورد با وقار و زیبایی علیه تیپ ساختگی کلاسیک قیام نمود و ذهنیت حاکم را تغییر داد.
وقتی که داعش به روژئاوای کوردستان حمله نمود و خواست تا بار دیگر در این سرزمین نهال ازادی را خشک گرداند با مقاومت مبارزان و ملت قهرمان روبرو شد و در طی نبردهای سهمگینی در آخر محکوم به شکست شد. الهههای ئاپویی اسلحه در دست به محافظ سرزمین مادری بدل شدند و میادین جنگ به صحنهی سماع آزادی تبدیل شد. در این برههی تاریخی تمام مردم کوردستان به حمایت از روژئاوا برخواستند و در خیابانها گرد هم آمدند. مقاومت کوبانی باعث شد که تمام کوردستان ندای مبارزان را لبیک گویند و با روحیهی انقلابی دراین راستا گام بردارند.
بوطیقای کوردی این بار بر محور اتحاد و همدلی خودنمایی میکند و با فصاحت و بلاغتی تاریخی حرف خود را میزند و مصمم است که اتحاد رمز پیروزی است. کوردها در اثر مقاومت روژئاوا به این اتحاد دست یافتند و چهار بخش کوردستان و کوردهای تمام دنیا در این پروسه به یک کل منسجم تبدیل شدند. مقاومت در برابر داعش و دستهای پشت پردهی آن یعنی غرب، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران به یک خط تاریخی مبدل شد و در تمام کوردستان فراگیر شد.
اکنون که دشمن بدآیین و ناپاک در قالب دولت موقت سوریه به رهبری احمد الشرع به مواضع هویتی کوردها حمله میکند و مزدوران ترکیه که در فکر احیای خلافت مخنث اسلامی هستند با توحش و بیرحمی تمامی ملت را قتل و عام میکنند، خلق روژئاوا با روحیهی ئاپویی در حال مقاومت هستند و در این در حالی است که رژیم سفاک جمهوری اسلامی ایران اعتراضات روای مردم را در روژهلات کوردستان با شدتی خسروانی سرکوب میکند و مردم را به رگبار گلوله میبندد. همزمانی این دو حادثه ثابت میکند که کوردها در هرکجا باشند محکوم به مقاومت و قیام هستند و ذهنیت ارهابی هرگز وجود آن را برنمیتابد.
دقیقا مدت کمی پس از شروع اعتراضات در روژهلات کوردستان، جوانان روژئاوا به حمایت از این اعتراضات برخواستند. خلق روژهلات که در سکوت رسانهای تحمیل شده به سر میبرند و وضعیت آنها حاد است ولی با عبور از مرزهای ساختگی، برای کمک به هموطنان خویش اعلام آمادگی کردند. این ذهنیت ریشه در تاریخ دارد و یادآور آن است که اولین شهید قیام روژئاوا یک جوان روژهلاتی است و اولین شهید حرکت ئاپویی در روژهلات نیز یک جوان روژئاوایی است. شهیدان موجب تحکیم پیوند و حلقهی اتصال این دو نگین شدند و این نیز تا اکنون ادامه دارد.
در وضعیت فعلی تمام کوردستان به پا خواستهاند و نوعی رستاخیز کوردی ایجاد شده است. زنان و جوانان باشور کوردستان داوطلبانه و با روحیه ی فداکارانه به روژئاوا میروند، در باکور نیز مرزها رنگ باختهاند و نظامیان ترک در یک پانیک مخل قرار گرفتهاند. کوردهای دیاسپورا با شجاعت و جسارت به میدان آمدهاند و این یعنی روژئاوا سمبل اتحاد و همدلی است.