چیمن شنه
منبع: مجله آلترناتیو، شماره ۴
به دومين موج عظيم خيزشهاي مردمي در ايران و شرق کردستان که در واقع تداوم جنبش «ژن ژيان آزادي» است، درود ميفرستيم. اين خيزشها درعين حال پايبندي به آرمانهاي شهداي جنبش «ژن ژيان آزادي» است. بار ديگر ياد شهداي دموکراسي و آزادي را گرامي ميداريم. اين خيزشهاي روا، پاسخي به حفظ دستاوردهاي آزادي و بسترهاي مبارزاتي بود که در جنبش «ژن ژيان آزادي» خلق شده بود. از آغاز اين جنبش هزاران تن از معترضين کشته شده و دهها هزار تن نيز بازداشت و زنداني شدهاند. تأثير اين خيزش سراسري به حدي است که ميتوان گفت در ايران و شرق کردستان يک «انقلاب» در جريان است. بهويژه مقاومت مردم در ايلام و کرماشان بسيار معنامند و تأثيرگذار است. مردم ايران و شرق کردستان نشان دادند که آگاهي کاملي از مطالبات و حقوق خود دارند.
مردم ايران و شرق کردستان از نيروهاي دموکراتيک و جنبشهاي آزاديخواه انتظار پيشگامي و رهبري دارند. موضع زنان و ملتهاي ايران در اين پروسه، آغازگر روندي جديدي است و بدون ترديد بسيار مهم است. رژيم ايران در تلاش است با توسل به سرکوب و خشونت، مقاومت مردم را تضعيف کرده و به تسليميت بکشاند. مردم در برابر سياستهاي تسليمسازي، خط دموکراتيک را انتخاب کرده و بر مبناي آن مبارزه ميکنند. رژيم ايران وحشيانه به اين خط حمله کرده و جنايات بزرگي انجام داده است. اين قتلعام بيپروا به سياق داعش صورت ميگيرد. اما همانند همهي خيزشهاي تاريخ ايران، شاهد اين واقعيت هستيم که مقاومت و فرهنگ مبارزه تسليمناپذير است و با خشونت و سرکوب، خاموش نميشود. تاريخ نيز نشان داده که اميد به زندگي آزاد هرگز از سوي هيچ قدرت هژمونيکي ضعيف نشده است. حاکميت ايران خود به اين نتيجه رسيده که ستم و تبعيض سودي براي حاکميت موجود نخواهد داشت.
از سوي ديگر حملات به محلات اشرفيه و شيخ مقصود در حلبِ روژآواي کردستان، با مقاومت و خيزشهاي مردمي در ايران و شرق کردستان بيارتباط نيست. زيرا پتانسيل يک انقلاب بزرگ با خاستگاه فرمول فلسفي و سحرآميز «ژن ژيان آزاديِ» رهبر آپو، بسترهاي تحولات عظيمي را ايجاد نموده است. هيچ برنامه و سياستي توانايي مقابله با اين تلاشهاي دموکراتيکسازي و موضع انقلابي را ندارد. آري! سدهي 21، سدهي انقلاب زنان است و اولويت اصلي محسوب ميشود. امروزه زنان در پي تحقق اين انقلاب هستند.
در اينجا لازم است به نکتهاي اشاره نمود؛ حمله به حلب در روژاواي کردستان و صدور فرمان قتلعام کردها محصول بازيهاي سياسي کثيفي به سرکردگي دولت ترکيه است. از سوي ديگر در ماههاي اخير يکي از موضوعات اصلي سياست منطقه، احتمال مداخلهاي نظامي به ايران است. بنابراين ميتوان گفت علت اصلي اين حملات مانعتراشي در برابر جنبش آزاديخواهي شرق کردستان در راستاي دموکراتيزه نمودن ايران و شرق کردستان بر اساس ملت دموکراتيک و تغييرات سازنده است. اين حملات چندجانبه بر کردها در اصل هجمهاي به تلاشهاي دموکراتيزه نمودن جامعه بر مبناي دستاوردهاي جنبش ژن ژيان آزادي است. مردم روژاواي کردستان در ده سال گذشته همواره از سوي دولت ترکيه و يارانش مورد حمله قرار گرفته است. انقلاب روژاواي کردستان به اين دليل که انقلاب زنان است، براي کردها و آزاديخواهان جهان داراي اهميت حياتي است.
نبايد فراموش نمود که هيچ قدرتي ياراي ايستادگي در برابر اتحاد خلقها و روحيهي آزاديخواهانهي زنان را ندارد. خيزشهاي اخير مردم ايران و شرق کردستان نيز در شرف ورود به يک مرحلهي ديگر است. زنان و جوانان با جسارتي کمنظير همچنان به مقاومت خود ادامه ميدهند و اين نشاندهندهي اين است رژيم ايران اگر تغييرات دموکراتيکي ايجاد نکند، فرو خواهد پاشيد. پيداست رژيم ايران در برابر اين تغييرات، مقاومت ميکند. در واقع موضعگيري سخت رژيم ايران در برابر معترضين و قتلعام گستردهي نشاندهندهي اين است. مقاومت سالهاي طولاني مردم ايران در نهايت به پيروزي و صلح ختم خواهد شد.
در شهرهاي کرماشان، ايلام، ملکشاه، آبدانان، تهران، کرج، مشهد، قم، قزوين و بسياري از شهرهاي ديگر خيزشهاي مردم بسيار گسترده و تأثيرگذار است. شبح «ژن ژيان آزادي» بار ديگر بر فراز ايران و شرق کردستان پرواز ميکند. زنان و مردان ايران نشان دادند که ايران و شرق کردستان منطقهاي استراتژيک هستند. از سوي ديگر انقلاب زنان، انقلابي دموکراتيک است که ميتواند جامعه را در راستاي آزادي، عدالت و همزيستي تغيير دهد. حزب حيات آزاد کردستان” پژاک” و جامعهي زنان آزاد شرق کردستان “کژار”داراي اين قابليت و نيرو هستند که پيشاهنگي خيزشهاي اميدبخش مردم را بر عهده بگيرند.
زنان صدا و سوژهي انقلاب ايران و شرق کردستان و تعيينکننده هستند و نقش مهمي در گذر از سيستم حاکم بر عهده دارند. زنان عنصر اصلي و نيروي بنيادي دموکراتيزه کردن جامعه هستند. خيزشهاي اخير نشان داده که تغيير رژيم در ايران، ديگر اجتنابناپذير است. يکي از فاکتورهاي مهم اين روند، بدون ترتيب جنبش «ژن ژيان آزادي» بود. در برساخت آلترناتيو نيز زنان، ملتها و جوامع تحت ستم ايفاي نقش خواهند کرد. سيستم آلترناتيو بر اساس ملت دموکراتيک در برابر رژيم اعدام و سرکوب. بيداري ملتها و خيزشهاي اجتماعي مردم با خوانشي صحيح از شرايط موجود ميتواند به تغيير منجر گردد. زمان فروپاشي رژيم مُلاها فرارسيده است. هر چند رژيم ايران همچنان براي بقاي خود تقلا خواهد کرد و از هر جنايتي براي اين منظور فروگذار نخواهد کرد.
رژيم ايران ميداند که جنبشهاي مردمي و به ويژه جنبش «ژن ژيان آزادي» باعث ارادهمندي جامعه گشته است و در برابر اين اراده و عزم راسخ توان ايستادگي ندارد. مردم ايران ديگر تحمل خود را در برابر رژيم کنوني از دست دادهاند. رژيم ايران براي قطع ارتباط مردم با دنياي بيرون و رسانهاي نشدن آن، اينترنت را در سراسر ايران قطع کرده است. لذا پيشروي انقلاب مردمي ايران، متوقف نشده است. فاکتور مهم سازماندهي اين خيزشها با پيشاهنگي زنان و جوانان است.
براي جامعهي زنان شرق کردستان “کژار” بسيار مهم است که همگام با زنان همهي ملتها دست در دست يکديگر به مبارزه در برابر رژيم حاکم ايستاده و مبارزه نماييم. زنان جبههي نيرومند دموکراسي هستند. با همبستگي ميتوان پاسخگوي مطالبات زنان باشيم. چرا که در مرحلهاي تاريخي قرار داريم. زنان در بزنگاههاي مهم تاريخي موجب تغييرات پايداري شدهاند که نمونههاي بسياري در تاريخ وجود دارد. زنان با وجود سختيها و سرکوب کشندهاي که رژيم اعمال نموده، هرگز عقبنشيني نکردهاند و ايستاري قوي از خود نشان دادهاند. بنابراين ميتوان جبههاي نيرومند در برابر رژيم ايجاد نمود و با برنامه و پروژههاي مشترک بتوان به مطالبات خود دست يافت.
فراخوان جامعهي دموکراتيک رهبر آپو، بسيار تاريخي و مهم است. از سوي ديگر پارادايم آزادي با واقعيت ايران و شرق کردستان بسيار سازگار است. بسترهايي که مبارزات کژار ايجاد نموده، گسترده و قابليتهاي نيرومندي کسب کرده و با مطالبات مردمي و به ويژه زنان هماهنگ است. ميدانيم که مسئوليت تاريخي و نقش مهمي در برابر کژار قرار دارد. بر اين اساس زنان ايران و تمامي جوامع آن را به مبارزه فراميخوانيم. تا دير نشده بايستي اين خيزشها را به نتايج مطلوب رساند. اتحاد ميان زنان فارس، کرد، بلوچ، آذري، عرب، مازني، گيلکي و … مؤلفهي مهمي است. زيرا رژيم ايران، داراي ذهنيتي زنستيز بوده و براي رهايي از آن بايد ايستاد. دردمان مشترک بوده و بايد همصدا شويم.
زنان ايران و شرق کردستان تاکنون موجب تغييرات بسياري در جامعه شدهاند. بنابراين آزادي در دستان زنان است. بايستي بار ديگر با «ژن ژيان آزادي» در کوچه و خيابانها خروشيد و به همگان نشان داد که بدون آزادي زنان، جامعهاي آزاد نخواهد بود. نبايد به نظامي که ارادهي زنان را ناديده انگاشته، آنان را به حاشيه رانده و سرکوب ميکند، اجازهي بقا و استمرار داد. مبارزات مردمي ايران با مرحلهي مهم و سرنوشتسازي رسيده است. بار ديگر ميگوييم خيزش زنان و جوانان و دانشجويان با سازماندهي منسجم خود، به پيروزي خواهد رسيد. خط آزادي و دموکراسي پيروز خواهد شد. با «ژن ژيان آزادي» خيزشها را بزرگتر کنيم.