سنندج را با آبیدر بایستی شناخت کوهی در کنار شهری و شهری در دامان کوهی که استواری و صلابت را به ساکنانش آموخت. سنندج شهری از مقاومت در برابر دشمن و قلعهای برای پاسداری از هنر و فرهنگ و موسیقی. کوچه پس کوچهای شهر یاد آور مقاومت انقلابی مبارزینی است که با خون خود تاریخ را نوشتند. مقاومتی به مانند سور آمد و جزیره. شهری که مادرانش جنازهی برزندانشان را با دستان خود در حیاط خانههایشان به خاک سپردند آما اجازه ندادند دشمن اشکهایشان را ببینند.
سنندج روایتهای قهرمانانهی خلقیست که تنها در خود نماندند و برای حکایت از مبارزین راهپیمایی طولانی را به سوی مریوان شروع نمودند. نسلی که لحظه به لحظهی خاطرات خود را برای فرزندانش باز گو نمود. شهری که با طلایهدار اعتراضاتی شد در برابر توطئهی بین المللی علیه رهبر آپو. این شهر به یباره خروشید و بیشتر از سی پنج شهید داد تا به جهانیان بگوید شما نمی توانید آفتاب ما را تاریک نمایید. این داستانها که بر زبان مادران کُرد جاری بوده، آرزوی آزادی و مقاومت در برابر دشمن را در ذهن هر کودک حک کرده است. با چنین فرهنگی سر زنده و مملو از فداکاری یاد شهیدان و میراث مقاومت، نسلبهنسل در زبان و دل مردممان تداوم یافته است. هر کودکی که در این سرزمین رشد کرده، با شنیدن روایتهای مقاومت از مادرش بزرگ شده و خود را وقف خواست آزادی مردمش کرده است. آیا میتوان در چنین شهری شهادت مبارزینی را از یاد برد که ایستاده جان دادند. یا خواهران با وفا را فراموش نمود که تا پای جان به تیمار زخمیهای مقاومت سنندج پیش رفتند؟ سنندج تنها شهر مقاومت نبود بلکه شهر همبستگی با مبارزه سایر خلقها بود و هیچگاه مردم مبارز ترکمن صحرا آنها را فراموش نمینند همچنان ما هم مهر این شهر را هیچگاه از دل بیرون نمیکنیم. شهری که کوبانی را تنها نگذاشت و در کنار آن ایستاد و به مانند پارهی تن خود از آن صیانت نمود.
رفیق بێکس بریوان در سنندجِ ، در چنین فضایی و در خانوادهای میهندوست و برخوردار از سنت مقاومت، دیده به جهان گشود. او از کودکی با روایتهای قهرمانانهای که مادرش برایش تعریف میکرد رشد کرد و از این راه، فرهنگ مقاومت و خواست آزادی مردمش را نهادیه نمود. یاد شهیدان و زندگی فداکارانه گریلاها که از زبان مادرش نقل میشد، عمیقاً در ذهن رفیق بێکس حک شد. از همین رو، از دوران جوانی آرزوی پیوستن به مبارزهای معنادار برای آزادی مردمش را در دل داشت. روحیه میهندوستانه خانواده و روایتهای مادرش که فرهنگ مقاومت را منتقل میکرد، در شخصیت او باوری ریشهدار به آزادی پدید آورد.
رفیق بێکس تنها دوازده سال درس خواند و در این دوره از نزدیک با تلاش نظام برای عبور دادن مردم کُرد از چرخه انکار و آسیمیلاسیون آشنا شد. ازاینرو، بیش از پیش از ارزشهای اصیل خود پاسداری کرد. او در دوران تحصیل جهت کمک هزینهی زندگی خانواده کار میکرد و شخصیتی زحمتکش و فداکار داشت. رفیق بێکس، بهعنوان جوانی کُرد، هرگز نقشها و محدودیتهای تحمیلشده از سوی نظام را نپذیرفت و با این باور که آزادی واقعی باید اجتماعی باشد، جستوجوی خود را عمیقتر کرد.
حملات وحشیانه تبهکاران داعش به شنگال و کوبانی در سال ۲۰۱۴، رفیق بێکس را به تأمل و پرسشگری عمیقی واداشت. حملات نسلکشی علیه مردم ایزدی و خشونت تبهکاران مورد حمایت دشمن در مهینمان کوردستان، در او خشم عمیق و احساس مسئولیت پذیری ایجاد نمود. او که از مسئولیتهایش در قبال مردم خود آگاه بود، کوشید به صفوف گریلا بپیوندد. اما بهدلیل پیشامدهایی، تلاشهایش به نتیجه نرسید و نتوانست به مبارزه بپیوندد. این ناکامی نهتنها عزم او را نشکست، بلکه اشتیاقش برای پیوستن به گریلا بیشتر شد. رفیقمان با صبر و متانت در انتظار فرصت ماند و سرانجام در سال ۲۰۱۵، در منطقه قندیل به صفوف گریلا پیوست و به آرزوی دیرینه خود که قرا گرفتن در صفوف مبارزین در دل کوهستانهای کوردستان بود رسید.
رفیق بێکس پس از پیوستن به صفوف گریلا، عمیقاً از شیوه زندگی جمعی تأثیر گرفت و روابط رفاقتی گریلا و فرهنگ زندگی آزاد را فرا گرفت و با آموزشهای ایدئولوژیک و نظامی، تحولی مهم در شخصیت خود ایجاد کرد و کوشید فلسفه آپویی را در خود به عرصه عمل در آورد. پس از پایان موفقیت آمیز دوره آموزشی، به فعالیتهای بخش جوانان پیوست و در آکادمی شهید علی چیچک آموزش دید. او سه سال در این فعالیتها حضور داشت، در بخش جوانان از نظر ایدئولوژیک ژرفا یافت و خط مبارزاتی آپویی را پذیرفت. در این دوره، برای آگاه کردن جوانان و راهنمایی آنها برای پیوستن به صفوف مبارزه تلاشهای فراوانی نمو و در این را فداکاری نمود.
رفیق بێکس سپس در فعالیتهای منطقه گاره شرکت کرد. هدفش این بود که از نظر نظامی و ایدئولوژیک توانمندتر شود. او در سال ۲۰۲۰ در آکادمی شهید ابراهیم آموزش دید و در جریان جنگ، با شرکت در آموزشهای نظامی، میخواست به گریلایی متخصص تبدیل شود. رفیقمان در بهکارگیری تاکتیکهای گریلای مدرن علیه نیروهای اشغالگری که به مردم و گریلاها حمله میکردند، به تحقیق و بررسی پرداخت و برای کسب هر توانمندیای که مبارزه نیاز داشت تلاش میکرد. مشارکت مشتاقانه و منضبط او در دوره آموزشی، احترام همه رفقایش را برانگیخت.
رفیق بێکس پس از پایان آموزش تخصصی در آکادمی شهید ماهیر در سال ۲۰۲۱، به منطقه متینا رفت. او در این منطقه که جنگ در شدیدترین شکل خود در جریان بود، در مقاومت علیه نیروهای اشغالگر دشمن حضوری فعالی داشت. رفیقمان از مقاومت حماسی زندورا متاثر شد و میخواست انتقام رفقایش را که به کاروان شهیدان پیوسته بودند بگیرد و پاسخی به حملات دشمن بدهد. بر همین اساس، مبارزهاش را با روحیهای فداکارانه ادامه داد و با حضور در عملیاتهای متعدد، نقشی مهم در ناکامگذاشتن حملات اشغالگرانه دشمن ایفا کرد. با شیوه زندگی ساده و رفاقت صمیمانه و بیریایش، در دل همه رفقایش جای گرفت. او با شخصیتی شجاع، صادق و فداکار، تبدیل به مبارزی نمونه از در جنبش آپویی شد.
رفیقمان بێکس بریوان در ۲۶ فوریه ۲۰۲۲، در تپه اورته در منطقه متینا، به شهادت رسید. او همهچیزش را برای آزادی ملتش فدا کرد و تا لحظه شهادتش، با عزم گامبرداشتن در راهی که شهیدان گشوده بودند، توانست مبارزی نمونه باشد. یاد و خاطرهی رفیق بیکس و مبارزه وی او همچنان در دل رفقای همرزمش در کوهستانهای مقاومت میکنند زنده است و الهام بخش مبارزه علیه اشغالگران کردستان میباشد. به همین مناسبت شهادت رفیق بیکس را قبل از همه به خانواده گرامی او و نیز به مردم میهن دوست سنندج ملت کورد مردم و آزادیخواهان تسلیت میگوییم.







کد سازمانی: بیکس بریوان
نام و نام خانوادگی: آرمین سعید راد
تاریخ و محل تولد: ١٩٩١ _ سنندج
نام مادر: باران
نام پدر: معروف
تاریخ و محل پیوستن: ٢٠١٥ _ قندیل
تاریخ شهادت: ٢٢-٠٢-٢٠٢٢