خیزش نوین مردم ایران از روز ۸ دی ماه ۱۴۰۴ با هدف محکوم کردن سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی که زندگی جامعه را به سمت نابودی سوق داده است آغاز شد. جمهوری اسلامی حدود نیم قرن است که با سیاستهای کشتار، سرکوب و خفقان و همچنین از طریق قطبیسازی جامعه و تحمیل فقر بر مردم، در صدد به تحلیل بردن جامعه ایران است. جمهوری اسلامی با تحمیل سیستماتیک بحرانهای مختلف بر جوامع ایران، به حکومت خود تداوم بخشیده است. مرکزگرایی و سرکوب ملتها و به حاشیه راندن آنان، سیاست سرکوب و فشار علیه ادیان، مذاهب و باورداشتهای مختلف، سلب حقوق زنان، حملات و اهانت مداوم علیه زنان و دور کردن آنان از عرصههای اجتماعی، نقض آزادی بیان، اندیشه و افکار مختلف و زندانی کردن روشنفکران، ممانعت از هر چشمانداز و امیدی نسبت به کار، زندگی و کنشهای جوانان و واداشتن آنان به مهاجرت، سیاست اعمال شده از جانب حکومت بوده است. در عرصه اقتصادی نیز با غارت تمامی ثروتها و منابع ایران و صرف آن در راه مقاصد جنگافروزانه، مداخله در امور سایر کشورها و حمایت از گروههای مسلح افراطی، زمینهساز شکلگیری بحران اقتصادی در کشور شده است. صرف شدن منابع و ثروت کشور ایران در پروژههای عظیم نظامی، تبلیغات ایدئولوژیک، غنیسازی اورانیوم، ساخت موشکهای بالستیک و حمایت از گروههای نیابتی، باعث فقیر شدن مردم و محرومیت آنان از منابع ملی شده است. اشغال تمامی عرصههای تولید و تجارت توسط سپاه پاسداران، سپردن عرصه اقتصاد به رانتخواران و مافیاهای درون سیستم ولایت فقیه تحت لوای بخش خصوصی، منجر به فروپاشی اقتصاد و درهم شکسته شدن اقشار و طبقات در بازار و عرصه تولید شده است. تصویر ترسیم شده از ایران توسط جمهوری اسلامی، تصویری است که در آن هیچ هویت، ملت، دین، جنسیت، طبقه و قشری را نمیتوان یافت که دچار بحران و فروپاشی ونشده باشد. در صورتیکه جنگطلبی و تنشزایی در سیاست خارجی که انزوا و قرار گرفتن تحت تحریمهای اقتصادی را در پی داشت و همچنین فعال شدن مکانیسم ماشه را به این بحرانها بیافزایم، میتوان دریافت که چگونه سیاستهای جمهوری اسلامی، ایران را به ابربحران فرو برده است. شکل حکمرانی جمهوری اسلامی و سیاستهایش، سرچشمه این ابربحرانها و رسیدن به انسداد و استیصال است.
در این شرایط بنبستزده و بحرانی، واکنش، مبارزه و خیزش هر خلق، هویت، طبقه و یا قشری به ندا و مبارزه تمامی اقشار و طیفهای جوامع ایران مبدل میشود که با فشار و بحران دست به گریبان هستند. جهت فائق آمدن بر بحرانها و پشت سر گذاشتن شرایط مصیبت بار، راهی جز همبستگی وجود ندارد. این همان رهنمود انقلاب ژن ژیان آزادی است مبنی بر اینکه هویتها تا چه اندازه همبسته هستند و سرنوشت ما تا چه حد به مبارزهای متکثر و در عینحال همبسته و متحد، گره خورده است. ما ، حزب حیات آزاد کردستان که فلسفه ژن ژیان آزادی و اتحاد توأم با تکثر را سرلوحه خود قرار دادهایم، حمایت کامل خود را از هر نوع تلاش دموکراتیک علیه دیکتاتوری اعلام میکنیم و موارد ذیل را متذکر میشویم:
۱-تلاش جمهوری اسلامی در راستای امنیتی کردن مطالبات مشروع خلق جهت سرکوب آنان، تلاشی عبث و بیفرجام است. مقامات حکومتی از برهه انقلاب ژن زیان آزادی به قدرت جامعه پی برده و درک کردهاند که خلق به صورت کاملا رادیکال حکومت آنان را رد میکند. بایستی توجه کرد که در نتیجه مبارزات و اراده خلق، سردمداران، «صدای انقلاب مردم» را شنیدهاند و راهی جز تن دادن به خواستههای خلق پیش روی خود ندارند.
۲-هر نوع انحصارطلبی، مصادره و فرصتطلبی سیاسی، به جنبش مردمی لطمه خواهد زد. هر جنبش و خیزشی که در ایران زاده میشود، تداومبخش انقلاب ژن ژیان آزادی است و مطالبات نهایی آن، عبارت است از دموکراسی و نفی اقتدارگرایی، مرکزگرایی و تبعیض. هر تلاشی در راستای بازتولید این معضلات، به منزله تلاش برای تحریف و مصادره انقلاب راستین خلق است.
۳- انقلاب ژن ژیان آزادی بر این اصل اتکا دارد که هیچ هویت، مبارزه و مطالبهای کوچک و فاقد اهمیت نیست. ملتهای تحت ستم در ایران که صد سال است در معرض ستم ملی قرار دارند و امروز حقوق مشروع خود را مطالبه میکنند، ضروری است که هر مبارزه و تلاشی در برابر دیکتاتوری را به عنوان گامی در راستای تحقق حقوق و آزادیهای خویش تلقی کنند. این بار خیزش مردمی نه تنها ضدیتی با مطالبات ملتها ندارد، بلکه در امتداد آن بوده و نباید این جنبش دموکراتیک به عنوان بخشی از سلطه تلقی گردد و تحت عنوان تضاد مرکز-حاشیه آن را دچار انشقاق کرده و از حمایت از آن دریغ ورزید. در این چارچوب، حمایت خلق کورد که از تجربیات تاریخی عظیمی در زمینه آزادیخواهی برخوردار بوده و سرچشمه انقلاب ژن ژیان آزادی است، برای تحقق پیروزی در مقطع فعلی ضروری میباشد.
۴-جهت آنکه خیزش نوین مردمی به شکل ریشهای بر روند دموکراتیک خود تداوم یابد، ضروری است که پیشاهنگی زنان و اراده جوانان مبنا قرار داده شود. مبارزات آزادی زنان، ضامن حیات آزاد و صیانت از دستاوردها در برابر اشکال مختلف اقتدارگرایی میباشد. زنان، دانشجویان و دانشآموزان، راهنما و قدرت انقلاب هستند.
در پایان، یقین داریم که خلقهای ایران از بامداد انقلاب ژن ژیان آزادی ، دموکراسی و حیات آزاد را برگزیدهاند. کاروان آزادی خلقهای ایران، با اتحاد و همبستگی دموکراتیک به پیروزی خواهد رسید.
مجلس حزب حیات آزاد کوردستان-پژاک
۱۰ دی ماه ۱۴۰۴