متن کامل سخنرانی رفیق «سیامند معینی»، عضو مدیریت پژاک در کنفرانس پارلمان اروپا

در اولین پنل کنفرانس « ساختن یک ایران دموکراتیک » که امروز، ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶، در پارلمان اروپا در بروکسل برگزار شد، رفیق سیامند معینی ، از اعضای مدیریت حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) ، تأکید کرد که گذار دموکراتیک در ایران تنها از طریق حقوق سیاسی برابر برای همه ملت‌ها و با فراتر رفتن از مدل دولت متمرکز امکان‌پذیر است.

ترسیم افق‌های دموکراتیک و نقشه راه آینده‌ی سیاسی ایران

حضار گرامی و میهمانان ارجمند،

مایه‌ی خرسندی و امتنان است که در این برهه‌ی حساس و سرنوشت‌ساز از تاریخ ایران — که قطعاً تأثیرات ژرف و گسترده‌ای بر آینده‌ی کل منطقه‌ی خاورمیانه خواهد داشت — این فرصت را یافتم تا به عنوان یک کرد، دیدگاه‌هایی شفاف و راهبردی را با هدف تضمین ثبات، آرامش و انسجام سیاسی به سمع و نظر شما برسانم.

بر این باورم که شرایط بحرانی و حساس کنونی، پتانسیلی دوگانه دارد؛ همان‌گونه که می‌تواند بستر و مطلعی برای همگرایی و انسجام سیاسی باشد، به همان اندازه نیز آبستن پیامدهای ناگوار، مخرب و منفی است. از این رو، این نشست اگرچه مجالی مغتنم برای گفتگو، هم‌اندیشی و تبادل آراست، اما معتقدم چنانچه مفاهمه‌ها به نتیجه‌ی ملموسی نرسد و ملل و ساکنان این جغرافیای سیاسی نتوانند بر گرد یک میز مشترک به گفتگویی سازنده بنشینند، تاریخ ناگزیر تکرار خواهد شد و فرصت حیات و شکوفایی از چندین نسل آینده در این جغرافیا، بسان ادوار گذشته، سلب می‌گردد.

همان‌گونه که مستحضرید، فرآیند تأسیس و استقرار دولت مدرن در ایران در بیش از یک سده‌ی گذشته، نه تنها بر پایه‌ی سیاست حذفی و آسیمیلاسیون (یکسان‌سازی) اجباریِ فرهنگی، زبانی و سیاسی ملل کرد، بلوچ، ترکمن، عرب و ارمنی بنیان نهاده شد، بلکه طرد نظام‌مند این خلق‌ها از چرخه‌ی مشارکت و تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی را به دکترین اصلی خود بدل ساخت. افزون بر این، اتخاذ سیاست‌های توسعه‌ی اقتصادیِ مرکزگرا، نه تنها مانع از سهم‌بری عادلانه‌ی این ملل از ثروت و مواهب عمومی ایران شد، بلکه ثروت‌ها و منابع حیاتی صاحبان واقعی این مناطق را به نفع نخبگان (الیت‌های) حاکم در مرکز به یغما برد؛ رویکردی استثمارگرایانه که متأسفانه تا به امروز نیز استمرار یافته است.

پس از پیروزی انقلاب ملل در سال ۱۹۷۹، علی‌رغم انتظار مشروع توده‌ها برای تحقق آزادی، کثرت‌گرایی (پلورالیسم)، فعالیت آزادانه‌ی حزبی و تأمین حقوق برابر همه‌ی آحاد جامعه در پیشگاه قانون، حاکمیت جدید اسلامی در ایران، نه تنها دکترین مرکزگرایانه‌ی نظام پیشین را بازتولید کرد، بلکه با تئوریزه‌کردن و نهادینه‌سازی ستم مذهبی در گفتمان رسمی دولت مرکزی، از مذهب رسمی به عنوان ابزاری ایدئولوژیک برای سرکوب دگراندیشان و به حاشیه راندن معترضان سکولار و آزادی‌خواه بهره جست.

حضار گرامی،

در طول نیم قرن گذشته، جامعه‌ی کردستان همگام و هم‌پیمان با سایر ملل آزادی‌خواه ساکن در ایران، با اتکا به مشی مقاومت و پایداری، مبارزات بی‌وقفه‌ی خود را علیه ساختار استبدادی جمهوری اسلامی ایران تداوم بخشیده است. همان‌گونه که واقفید، در امتداد این نقش پیشاهنگی و تاریخی خلق کرد، در سال ۲۰۲۲ و در پی قتل حکومتی ژینا امینی، خیزش و انقلاب بنیادین «زن، زندگی، آزادی» به عنوان شکوهمندترین و جدی‌ترین تقابل با این حاکمیت مستبد، مرکزگرا و مذهبی، از کردستان شعله‌ور شد. این جنبش پویای اجتماعی بار دیگر مبرهن ساخت که کردستان همواره موتور محرکه و نقطه‌ی ثقل تحولات و انقلابات سیاسی، نه تنها در جغرافیای ایران، بلکه در سرتاسر منطقه‌ی خاورمیانه است.

شایان ذکر است که در یک تحول گفتمانی بی‌بدیل، شعار این خیزشِ مترقی توانست مفهوم آزادی را در هر دو ساحت ایجابی و سلبی آن مفصل‌بندی و بازتعریف کند. این شعار نشان داد که مطالبات رادیکال و بنیادین کردستان قادر است با امحای تام و تمام اشکال تبعیض و سرکوب، معماری و نقشه‌ی سیاسی آینده را — نه فقط برای کردستان، بلکه برای سراسر ایران — بر پایه‌ی حق مشروع تعیین سرنوشت برای تمامی ملل ساکن در این جغرافیا، بازطراحی کند.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» به وضوح عیان ساخت که کردستان چشم‌انداز و استراتژی روشنی برای آینده‌ی خود دارد و به درستی می‌داند کدام نیروها و اراده‌های سیاسی می‌توانند با تکیه بر مطالباتی مشخص، این مسیر را هدایت کنند. این جنبش ثابت کرد که اراده‌ی معطوف به دموکراتیزاسیون، تعمیق ارزش‌های تکثرگرایانه و تمرکز بر گره‌گاه‌های حیاتی همچون رهایی زنان و رفع ستم ساختاری از ملل محروم ایران، تمامی پیش‌فرض‌های جزم‌آلود جریانات مرکزگرای ایرانی — اعم از مذهبی و سکولار — را به طور جدی به چالش کشیده و زیر سؤال می‌برد.

شرکت‌کنندگان محترم،

در شرایطی که ماشین سرکوب علیه توده‌های مردم همچنان فعال است و موج فزاینده‌ی اعدام‌ها و بازداشت‌های خودسرانه، اتمسفر سیاسی را به انسداد کامل کشانده است، در این مرحله‌ی بحرانی که نگاه همگان به مکانیسم‌های گذار از استبداد و ورود به فرآیند پایدار دموکراسی معطوف شده، «پژاک» به عنوان تشکیلاتی جوان، پویا و پیشرو، با پایبندی به دموکراسی رادیکال، پروژه‌ی جامع «خودمدیریتی دموکراتیک» را برای ملل و مناطق گوناگون در جغرافیای ایران، به عنوان مانیفستی جهت بازطراحی ساختار سیاسی آینده پیشنهاد می‌دهد. این پروژه در قالب یک نظام «کنفدرال» تبیین شده است؛ هرچند این تشکیلات همزمان آمادگی انعطاف‌پذیر خود را برای بررسی و پذیرش سایر الگوهای دموکراتیک نظیر فدرالیسم و جمهوری‌خواهی، متناسب با پویایی‌های شرایط سیاسی، اعلام می‌دارد.

گرچه پژاک خود را تنها نماینده‌ی سیاسی کردستان ایران (روژهلات) نمی‌داند، اما منکر این واقعیت نمی‌توان شد که این حزب نمایندگی بخش وسیع و اثرگذاری از جامعه‌ی کردستان را بر عهده دارد و در پهنه‌ی سیاسی ایران و در میان سایر ملل نیز به عنوان جریانی شناخته‌شده مطرح است. پارادایم و دکترین این حزب در راستای دموکراتیزاسیون، واجد این پتانسیل است که حقوق تضییع‌شده‌ی ملل را در برابر انحصارطلبی دولت مرکزی احیا کند.

علاوه بر این، پژاک با اتکا به مبانی معرفتی و فکری خود که بر محوریت دموکراسی، پاسداشت تنوع، تکثرگرایی و پلورالیسم سیاسی استوار است، می‌تواند نقشی محوری و راهبردی در همگرایی و شکل‌گیری ائتلاف‌های فراگیر — نه تنها میان جریان‌های کردی، بلکه در میان تمامی ملل و خلق‌های ساکن ایران — ایفا کند؛ ائتلافی بنیادین برای پی‌ریزی ایرانی آزاد، دموکراتیک و سکولار که در آن حقوق بنیادین زنان، حقوق ملل و اتنیک‌ها، اقلیت‌ها و اصالت حفاظت از زیست‌بوم و محیط زیست، همواره به عنوان اولویت‌های اساسی برجسته شده است.

عزیزان،

پژاک با خوانشی ژرف و واقع‌بینانه از ابعاد، اهمیت و البته مخاطرات و چالش‌های ذاتیِ مرحله‌ی گذار از نظام جمهوری اسلامی به سوی استقرار یک ایران دموکراتیک، همواره کوشیده است تا در صورت بروز هرگونه خلاء قدرت یا انسداد سیاسی، از یک سو تمهیدات لازم را برای کنترل و کاهش تنش‌های سیاسی اتخاذ کند و از سوی دیگر، موازنه و ثقل قوا را در سطح کلان کشور به سود جبهه‌ی نیروهای دموکراسی‌خواه تغییر دهد.

به عنوان نمونه، در شرایط کنونی، جریان‌های سیاسی وابسته به حاکمیت مذهبی در داخل، و در کنار آن‌ها، جریانات اقتدارگرا، فاشیست و مرکزگرای سنتی، با رویکردی نابهنگام و منسوخ (آناکرونیستی)، همگرایی و ائتلاف احزاب کردستانی را به عنوان بزرگ‌ترین چالش و تهدید علیه موجودیت خود قلمداد می‌کنند. این نوع نگرش که بازتابی عریان از استمرار دکترین جزمیِ «دولت-ملتِ» تک‌ساختی در ایران است، می‌تواند به مانعی بزرگ در مسیر بازسازی ایرانی دموکراتیک بدل شود؛ ایرانی که در آن تمامی آحاد جامعه، فارغ از مفاهیم اکثریت و اقلیت، در برابر قانون از پایگاهی کاملاً برابر برخوردار باشند.

از این رو، به عنوان نماینده‌ی حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، مایلم مؤکداً یادآور شوم که توده‌های مردم کردستان، پژاک و سایر احزاب و جریان‌های کردستانی به آن مرتبه از بلوغ و واقع‌بینی سیاسی دست یافته‌اند که بدانند سامان سیاسی و آینده‌ی ایران، صرفاً از مجرای به رسمیت شناختن حقوق سیاسیِ متوازن و برابر، طرد مطلق تبعیض‌های ساختاریِ سده‌ی گذشته و استقرار یک دموکراسی رادیکال و فراگیر میسر خواهد بود؛ دموکراسی ویژه‌ای که قادر باشد از حقوق تمامی لایه‌های اجتماعی کردستان و دیگر ملل ساکن در این جغرافیا به عنوان شهروندانی کاملاً برابر در پیشگاه قانون، صیانت و پاسداری کند.

در فرجام سخن،

در این اتمسفر و موقعیت حساس تاریخی که با اتخاذ رویکردی ایجابی و آینده‌نگرانه می‌تواند گشایش‌گر افقی نوین برای همزیستی مسالمت‌آمیز و داوطلبانه‌ی تمامی ملل ایران در جغرافیای کنونی باشد، بر این باوریم که دیالوگ و گفتگوی درون‌ساختاری میان نیروهای دموکراتیک ایران، مشارکت هم‌تراز و دوشادوش نمایندگان واقعی ملل و همیاری مسئولانه‌ی جامعه‌ی بین‌المللی، نقشی تعیین‌کننده و بی‌بدیل در تحقق این افق دموکراتیک ایفا خواهد کرد.

بنابراین، لازم می‌دانم در این جایگاه، از جامعه‌ی بین‌المللی و وجدان‌های بیدار جهانی تقاضا کنم تا حساسیت، عمق و اهمیت مسئله‌ی کرد و سایر ملل تحت ستم در ایران را به درستی درک کنند؛ چرا که این پرونده، ابرچالشی جدی و ساختاری است که مستقیماً با ژئوپلیتیک و ثبات کشورهای منطقه گره خورده است.

باید این واقعیت راهبردی را به جد پیش چشم داشت که چنانچه ارزیابی دقیق، علمی و واقع‌بینانه‌ای از وزن، جایگاه و قدرت دموکراسی‌خواهی ملل و به ویژه جامعه‌ی کردستان در فرآیند گذار صورت نگیرد و فرآیند پشتیبانی از جنبش‌های آزادی‌خواهانه‌ی مشروع دریغ شود، این امر متأسفانه می‌تواند بار دیگر مسیر را برای بازتولید ساختارهای دیکتاتوری و استبدادی نوین — مشابه تجارب تلخ سال ۱۹۷۹ اما این بار با فرم، پوشش و دیسکورسی متفاوت — هموار سازد.

با احترام و امتنان وافر


١١ ژوئن ۲۰۲۶

مطالب مرتبط