تحلیلی بر وضعیت زنان و مبارزات آنان در ایران

زنان ایرانی در طول تاریخ مبارزات رهایی همیشه دارای نقشی مؤثر و تعیین‌کننده بوده‌اند و با ایستار و موقف خویش مؤید نگرش‌های صحیح در زمینه‌های گوناگون بوده‌اند. این نگرش‌ها نه یک شاکله‌ی دگم محیطی بلکه ترکیبی منطقی از تجارب مبارزات زنانه در تمامی تقاط دنیا بوده است و به نحوی لوکالیزه شده و در بستر سیاسی و اجتماعی ایران به منصه‌ی ظهور رسیده است. زنان در ایران همیشه ابژه‌ی ظلم، تعدی و تجاوز بوده‌اند و هستی آنان محدود به حاشیه و هامش زیست مردانه بوده است. در این حاشیه به نوعی از آنان سلب اراده و کرامت شده است و این یک واقعیت تلخ تاریخی است که بایستی مورد مداقه قرار بگیرد.

زنان ایرانی زیر چادرهای سیاه به سان یک عفریته و موجود نحس زیر سم ستوران مردسالار لگدمال هزار تهمت و وحشت شده‌اند و لگدمال شدن در ساحت زیست فردی به اوج خود رسیده است. سلب تفرد از وجود تنانه‌محور زنان موجب ایجاد نوعی رمه‌گی شده بود که زنان به سان جمعیتی هویت‌پذیر باشند اما در حقیقت این جمعیت نه دارای مبنای زنانه که بیشتر تداعی‌گر حرمسرایی بوده که در خدمت امیال مردان مقتدر بوده و به هیچ وجه مشروعیت ذاتی نداشته است. ذهینت ایرانی همواره مخدوش و به نوعی محکوم بوده است و چیزی که این ذهنیت را مخدوش کرده است در واقع تجاوز فکری‌ای است که از جانب سیستم‌های حکمرانی إعمال می‌شود.

زنان ایرانی نقش پررنگی را در جنبش مشروطه ایران در تاریخ ١٢٨٣–١٢٨٩ ھجری خورشیدی (١٩١١–١٩٠۵ میلادی) ایفا نمودند. آن‌ھا در امور عمومی بسیاری شرکت کردند و موقعیت‌ھای مھمی در روزنامه‌نگاری و در مدارس و انجمن‌ھایی که در سال‌ھای ١٩١١–١٩٢۴ میلادی در ایران رونق پیدا کرده بود داشتند. از زنان برجسته‌ی ایرانی که نقش حیاتی در انقلاب ایفا کردند می‌توان از بی بی خانم استرآبادی، نورالھدی منگنه، محترم اسکندری، صدیقه دولت آبادی و قمرالملوک وزیری نام برد. در ابتدای قرن بیستم بسیاری از زنان ایرانی به سمت روزنامه‌نگاری و نویسندگی جذب شدند. ٔمجله‌ی دانش نخستین ٔمجله‌ی تخصصی بود که بر روی مسایل زنان تمرکز داشت.

بعدھا شکوفه، نامه بانوان، عالم نسوان و نسوان وطن خواه نیز در تھران انتشار یافت. ھمین طور نسوان شرق در بندر انزلی، جھان زنان در مشھد و دختران ایران در شیراز و پیک سعادت نسوان در رشت به مسایل زنان در ایران می‌پرداختند. اگر چه با شکست مشروطه‌خواھان و جنبش مشروطه‌خواھی (١٩٢١–١٩٢۵ میلادی) و تحکیم قدرت توسط رضا شاه (١٩٢۵–١٩۴١ میلادی) مجلات و گروه‌ھای اجتماعی زنان تضعیف می‌شوند، اما وضعیت حقوق زنان در طول این سال‌ھا با اجرای اصلاحات اجتماعی مانند اصلاحات در آموزش و پرورش عمومی و اشتغال برای زنان  تا حدود نسبتا کمی بھبود می‌یابد. در این دوران رضا شاه سیاست جنجال برانگیز کشف حجاب که زنان را از داشتن حجاب در اماکن عمومی منع می کند را نیز به اجرا می‌گذارد.

زنان در انقلاب ١٣۵٧ ایران نقش مھمی را ایفا کردند و به طور گسترده در انقلاب و برکناری شاه مشارکت کردند. حضور زنان در انقلاب در قالب‌های سازمانی و دانشجویی بود و بیشتر بر محور پیگیری مطالبات فردی و اجتماعی می‌چرخید. این مطالبات در ادامه‌ی همان خیزشی بود که در طول تاریخ جنبش زنان صورت گرفته بود و دارای سویه‌ای اعتراضی بود. دختران دانشجو  که تازه با مطالعات و تحقیقات فکری و سیاسی آشنا می‌شدند خیلی زود به این پی‌بردند که حقوق و هویت آنان تحت لوای مذهب‌گرایی، خانواده‌گرایی و ناموس پرستی، ضایع شده است و خوانش سطحی و سوگیرانه از مذهب و خانواده آنان را به لبه‌ی پرتگاه رسانده است. ذاتا پیگیری مسائل ملی با رویکرد ایران‌محور همیشه برای زنان حائز اهمیت بوده است و  نرفتن زیر بار حاکمیت و تسلط سیاسی و اقتصادی غرب یکی از خواسته‌های اصلی آنان بوده است.

بعد از استقرار سیاسی جمهوری اسلامی خیلی زود سرکوب سیستماتیک زنان آغاز شد و زنان به سان شورشی و ضد انقلاب معرفی شدند. تحمیل قوانین اجباری حول محور حجاب و ازدواج موجب بروز تنش‌های عدیده‌ای شد و رژیم با پیرو کردن قانون فقه شیعی حجاب را به سان مکانیزم سرکوب در ابعاد گسترده به کار برد. حجاب هرچند یک تکه پارچه است اما در اصل بیانگر جهانبینی تاریک‌اندیش جمهوری اسلامی است و به واسطه‌ی آن ماهیت پلید خویش را افاده می‌کند. ترس از چیستی زن و بدن او همواره یک کابوس بوده است، پس از پیروزی انقلاب ١٣۵٧، دفتر روح الله خمینی قانون حمایت خانواده را لغو و حجاب را برای زنان کارمند اجباری کرد. در پی این تصمیم، زنان بسیاری دست به اعتراض زده و از ورود بدون حجاب به محل کار منع شدند. در ٨ مارس ١٩٧٩، ھم‌زمان با روز جھانی زن، ھزاران زن در تھران علیه حجاب اجباری تظاھرات کردند که این اعتراضات شش روز ادامه یافت.

زنان در جمھوری اسلامی ایران از حقوق برابر با مردان برخوردار نیستند. از جمله این نابرابری‌ھا می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. پوشش اجباری سر و بدن
  2. برابری دو زن با یک مرد در موارد نیاز به شاھد در دادگاه
  3. نداشتن اجازه‌ی خروج از کشور بدون اجازه شوھر
  4. نصف بودن دیه زن نسبت به مرد
  5. نصف بودن سھم الارث زن نسبت به مرد
  6. ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه‌ھا یا انتخاب گزینشی و محدود برای دسترسی به ورزش
  7. ممنوع بودن آواز خواندن زنان
  8. درآمد کاری کمتر و نابرابر با مردان
  9. ممنوعیت سقط جنین
  10. ممنوع بودن موتورسواری برای زنان و عدم صدور گواھینامه برای بانوان

در اسفند ١٣٨۵ و ۵ روز مانده به روز زن، ٣٣ تن از فعالان حقوق زنان در ایران طی تجمعی آرام مقابل دادگاه انقلاب تھران بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. بازداشت گروھی فعالان حقوق زنان واکنش‌ھای اعتراضی گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران به دنبال داشت. لوئیز آربور کمیسیونر حقوق بشر سازمان ملل یکی از کسانی بود که به این دستگیری اعتراض کرد. اندکی پس از این واقعه بر پایه‌ی گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، طرحی که با نام “جوانی جمعیت و حمایت از خانواده” در دستور کار دولت جمھوری اسلامی قرار گرفت که حقوق زنان را بیش از پیش نقض می‌کرد. تشویق سران حکومت جمھوری اسلامی به افزایش جمعیت، در حالی است که ایران با چالش‌ھای عمده‌ای نظیر فقر، کم آبی و بیکاری روبه‌رو است.

در ایران، پس از کشته شدن ژینا امینی به دست ماموران گشت ارشاد و در خیزش سراسری پس از آن،  شعار “ژن ژیان آزادی” از سوی معترضان سر داده شد. این شعار در میانه خاکسپاری ژینا امینی در سقز سر داده شد و در کمتر از چند ساعت در خیابان‌ھا و صحن دانشگاه‌ھای ایران طنین انداخت و به سرعت به شناسنامه‌ی جنبشی جوان در ایران تبدیل شد. شعار “زن زندگی آزادی” نخستین بار توسط زنان مبارز کورد در کوردستان ترکیه استفاده شد و سپس در جنگ علیه داعش به کار رفت. این شعار پس از کشته شدن ژینا امینی در اعتراضات سراسری ایران به یکی از شعارھای اصلی معترضان تبدیل شد و در تجمعات بین المللی نیز گسترش یافت. سازمان ملل سرکوب زنان ایران را مصداق جنایت علیه بشریت دانسته است. ریشه‌ی این شعار به جنبش آزادی بخش کوردستان و ایدئولوژی عبدالله اوجالان باز می‌گردد. پس از خیزش سراسری زنان در ایران به نحوی از انحاء مقوله‌ی زن به اساسی‌ترین بحث جامعه بدل گردید و زنان توانستند وارد فاز دیگری از مبارزات خویش گردند. این فاز بسیار حساس و جدی بود و به نوعی تعیین‌کننده و  مؤید بود. ساحت سیاسی رژیم جمهوری اسلامی بسیار شکننده و منزوی شده و در قیام دی ماه 1404 زنان با غنیمت شمردن دم توانستند خیابان را به مکانی سرنوشت ساز بدل کنند.

مطالب مرتبط