بشر امروزه به بلای طبیعت مبدل گشته، موضع قدرت نیز محیط‌زیست را به مرز تخریب مرگبار کشانده است

امروز، پنجم ژوئن، روز جهانی محیط‌زیست است؛ روزی که یادآوری می‌کند زمینِ مشترک ما انسان‌ها در بحران عمیق قرار دارد و ما به سبب «حیات اشتباه‌آمیز» خویش مسبب اساسی آن هستیم و چاره‌ای نداریم جز تجدید نظر در رابطه‌ی انسان با طبیعت و انسان با انسان! «کمیته اکولوژی  حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)» ضمن گرامیداشت این روز، با نگرانی نسبت به وضعیت فاجعه‌بار محیط‌زیست جهانی و به‌ویژه در ایران، افراد و ملیت‌های ایران و شرق کردستان را به هوشیاری فرامی‌خواند.

تخریب محیط‌زیست در سطح جهانی به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت نزدیک شده است. جنگل‌زدایی گسترده، آلودگی هوا و آب، تغییرات اقلیمی شتابان، از بین رفتن تنوع زیستی و اسیدی شدن اقیانوس‌ها، الگوی مصرف اجتماعی ضدطبیعت و سبک زندگی امروزین جملگی نشان‌دهنده آن هستند که الگوی حیات و «توسعه» فعلی بشر، الگوی خودکشی‌جمعی است. نظام سرمایه‌داری و صنعت‌گرایی دولت-ملت‌ها، که سبک زندگی مصرف‌گرا و شیوه‌ی تولید مبتنی بر سود کوتاه‌مدت و رشد اقتصادی بی‌وقفه را هدف قرار داده‌اند، در مسیری برخلاف جریان طبیعت پیش رفته و بدون وقع نهادن به علم اکولوژی و با غفلت از آن رو به نقطه‌ی پایان زمین در حرکت می‌باشند.

تقریبا تمامی ساختار تولید صنعتی و غیرصنعتی در تضاد چشمگیری با طبیعت هستند و هر روز بُعد تازه‌ای به آن افزوده می‌شود. یکی از جدیدترین و نگران‌کننده‌ترین ابعاد تضاد با طبیعت و یکی از نمودهای غفلت از آن، «گرمازایی عظیم مراکز داده هوش مصنوعی» است. این مراکز با مصرف برق سرسام‌آور خود — که خود با سوخت‌ها تولید شده و بخش عمده‌اش به گرما تبدیل می‌شود — نه تنها فشار سنگینی بر شبکه‌های برق وارد می‌کنند، بلکه با تولید حرارت عظیم و نیاز شدید به سیستم‌های خنک‌کننده، منابع آب را نیز به شدت مصرف می‌نمایند. در حالی که شرکت‌های بزرگ فناوری از پیشرفت هوش مصنوعی به عنوان نماد «توسعه» یاد می‌کنند، اکولوژیست‌ها هشدار می‌دهند که این فناوری جدید، بدون توجه به محدودیت‌های فیزیکی سیاره، در حال افزودن بار حرارتی و کربنی جدیدی به زمین است که می‌تواند اثرات گرمایش جهانی را تشدید کند.

در برابر این امر بجای آن‌که اکولوژی به مثابه علم شناخت محیط‌زیست و حفاظت از آن در رأس سیاست‌گذاری‌ها قرار گیرد، به یک رشته دانشگاهی حاشیه‌ای تبدیل شده که صدای آن در برابر لابی‌های قدرتمند صنایع آلاینده و سیاستمداران کوتاه‌مدت‌نگر، شنیده نمی‌شود. این فراموشی عمدی اکولوژی، ریشه بسیاری از بحران‌های امروز بشر است.

در ایران، وضعیت به مراتب تأسف‌بارتر است. منابع طبیعی ایران با سرعتی بی‌سابقه در حال نابودی هستند، جناح‌های سودجو و در رأس آن سپاه پاسداران از جمله نهادهای مخرب می‌باشند که به هیئت دشمن طبیعی جامعه و خاک  و آب و هوای کشور درآمده‌اند. خشک‌سالی مزمن، فرونشست زمین، آلودگی شدید هوا در کلان‌شهرها، سدسازی بی‌رویه، مسمومیت رودخانه‌ها و تالاب‌ها و فرسایش خاک، تنها بخشی از این فاجعه سراسری است که در نتیجه‌ی رویه‌ی سودجویی بیشینه از منابع بوجود آمده است. موضع قدرت ایران نه تنها کوچک‌ترین توجهی به اصول پایه‌ای اکولوژی نشان نمی‌دهد، بلکه با سیاست‌های ناکارآمد، پروژه‌های مخرب و بی‌توجهی سیستماتیک، به تسریع این تخریب کمک کرده و می‌کند.

در این میان، جنگل‌های زاگرس، یکی از مهم‌ترین ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی و میراث طبیعی شرق‌کردستان، بیش از همیشه در خطر است. هم‌اکنون این خطر با فرارسیدن تابستان تشدید می‌شود. هر ساله با فرارسیدن تابستان جنگل‌های بلوط کهن، بعنوان ریه‌های شرق کردستان و ایران و منبع حیاتی آب برای میلیون‌ها نفر طعمه حریق‌های گسترده می‌شوند. صدها هکتار از این جنگل‌های ارزشمند، سال به سال می‌سوزند و به خاکستر تبدیل می‌شوند.  موضع قدرت ایران کوچک‌ترین اقدام مؤثر و پیشگیرانه‌ای برای حفاظت از این میراث انجام نمی‌دهد و سازمان‌های مدنی محیط‌زیستی را هم سرکوب می‌کند. نبود تجهیزات کافی، نبود برنامه‌ریزی جدی، نبود آموزش جوامع محلی و فقدان اراده سیاسی، باعث شده که هر تابستان شاهد تکرار این تراژدی باشیم. این آتش‌سوزی‌ها نه تنها نتیجه تغییرات اقلیمی و خشکسالی است، بلکه بخش عمده‌ای از آن به دلیل بی‌توجهی ساختاری و غفلت مدیریت منابع طبیعی رخ می‌دهد.

در کنار این اعمال موضع قدرت، ناآگاهی جمعی از مسائل زیست‌محیطی و بویژه مصرف‌گرایی افراطی و مُدگرایی و سبک زندگی شهری مدرن جملگی به بلای جان طبیعت مبدل گشته‌اند. با این احوال بشر با تمامی جوانب خویش به باری مضاعف بر دوش طبیعت تبدیل گشته و امروزه بیش از همیشه نیاز به تجدید نظر در «حیات اشتباه‌آمیز»ی وجود دارد که برخلاف سیر طبیعت در حرکت است. 

«کمیته اکولوژی پژاک» تأکید می‌کند که بدون بازنگری اساسی در رفتاری فردی و جمعی و سبک زندگی و نگرش به طبیعت و بدون بازنگری بنیادین در الگوی توسعه و قرار دادن علم اکولوژی در قلب سیاست‌گذاری‌ها، هیچ امیدی به آینده وجود ندارد. ما خواستار توقف فوری پروژه‌های مخرب محیط‌زیستی، تخصیص بودجه کافی برای حفاظت از جنگل‌های زاگرس، تجهیز نیروهای مردمی و محلی برای پیشگیری از آتش‌سوزی، و اجرای برنامه‌های بلندمدت احیای اکوسیستم‌های آسیب‌دیده هستیم. لذا تمامی جامعه مدنی ایران و شرق کردستان و سازمان‌های مدنی محیط‌زیستی و فعالان این حوزه را به توسعه‌ی  «اگاهی زیست‌محیطی»، «تصحیح سلوک شخصی در برابر طبیعت»، «توسعه‌ی یک الگوی اجتماعی طبیعت‌دوست» و «فعالیت گسترده در برابر سیاست‌های ضد طبیعت» فرامی‌خوانیم. ما بخشی از بدنه و جسم طبیعت هستیم، بیایید متوجه آلام بزرگ بدنه‌ای باشیم که جزئی از آن هستیم و بدون آن قطعا ما نیز نخواهیم بود. زمین و طبیعت در حال فریاد هستند. اگر امروز سکوت کنیم، فردا دیگر فرصتی برای فریاد نیز باقی نخواهد ماند.

مطالب مرتبط