خلق کُرد که استعمارگران سرزمینشان را به چهار بخش تقسیم کردند و هدف حملات آسیمیلاسیون، انکار و نابودی قرار دادند، با وجود همه این حملات توانستند موجودیت خود را حفظ کنند و تا به امروز تداوم بخشند. ملتی که در هر بخش زیر ستمی جداگانه قرار گرفتند، با الهام از کوهستانهای سر به فلک کشیدهی کوردستان نیرو گرفتند و مقاومتهای تاریخی آفریدند. با وجود مرزهای مصنوعی اشغالگران، مبارزه در مسیر وحدت ملی را در پیش گرفتند. مقاومتی که قاضی محمد در مهاباد رهبری کرد، همواره در حافظه خلقمان شور و هیجان روز اعلان جمهوری مهاباد در ذهن تک تک آنها حک شده است. حزبمان، پکک، که به پیشاهنگی رهبر آپو شکل گرفت، پاسداری درستی از میراث جمهوری مهاباد و همه مقاومتها و خیزشهای کوردستان علیه ستم را معنا بخشید. قیام سمکو شکاک علیه رضا شاه و مقابله با دیدگاه مرکزگرایی بخش مهمی ازسنت مقاومت کوردستان بود که اولین جرقههای جنبش ملی کوردستان را زدند. دراین راستا پکک تجسمی شد از آرزوی دیرینهی خلقمان برای مبارزهی آزادی که با فداکاری بیمانند توانست بر آن جامهی عمل بپوشاند. سال ۱۹۹۹، در برابر توطئه بینالمللیای که با هدفگرفتن رهبر آپو، صدها جوان از شرق(روژهلات) به صفوف گریلا پیوستند؛ همزمان، در شهرهای روژهلات خیزشهایی شکل گرفت که سطح چشمگیر آگاهی ملی مردممان را نشان داد. مردم روژهلات با فرستادن دلیرترین فرزندانشان به صفوف مبارزه، مؤثرترین پاسخ را به استعمارگران دادند. هر جوانی که در دل این فرهنگ دیرپای مقاومت رشد کرده، با ارزشهای اجتماعی غنی مردمش و سنت مقاومت در برابر دشمن پرورش یافت. فرهنگ مقاومتی که در این سرزمین ریشه دوانده، نسلبهنسل منتقل شده و در گسترش مبارزهمان سهم مهمی داشته است.
رفیقمان سلا در سلماس دیده به جهان گشود و با الهام از عصیان تاریخی سمکو شکاک و قیامی که علیه اشغالگران و دولت مرکزی ایران نمود دیده با مبانی میهن دوستی آشنا گردید؛ سرزمینی که در آن احساس میهندوستی همواره برجسته بوده و پایبندی به ارزشهای اجتماعی ملت کورد اهمیت داشته است. وی در فضایی رشد نمود که دولت مرکزی آگاهانه سعی داشت با تقابل بین دو ملت کورد و آذری جنگی فرسایشی را شروع نمود. هم مرز بودن سلملس با شمال کردستان باعث گردید رشد میهن دوستی در این منطقه تحت تاثیر جنبش نوین به رهبری پ ک ک قرار گیرد. سیاستهای دولت مرکزی نسبت به نابودی و امحای ملت کورد همزمان اهمیتی که جنبش آپویی به جایگاه زن در مبارزات خلقی و علل الخصوص جنبش زنان میداد بر روی بخش بزرگی از زنان این منطقه گذاشت ویان پیمان که درمقاومت کوبانی تبدیل به افسانهای جاودانه گردید از همین خطه برخواسته بود. رفیق سلا تحت تاثیر سیاستهای اشغالگران که سرزمینش وهویت کُردی را انکار می نمود، همچنین ذهنیت مردسالار که اراده زن را انکار مینمود عصیان نمود و جهت پایان دادن بر این وضعیت در جستجو و تکاپو بود.
رفیق سلا از هر فرصتی برای شناخت اندیشههای رهبر آپو بهره می برد و زندگی آزادی که در جستوجویش بود و در اندیشههای رهبر آپو و کوهستانهای کوردستان نهفته بود را برای خود مبنا قرار میداد. پیوستن خویشاوندانش به مبارزه، عزم او را استوارتر کرد. بر همین اساس، رفیق سلا در سال ۲۰۰۹ روی به کوهستانهای کوردستان آورد و به صفوف مبارزه پیوست.
پیوستن به زندگی گریلا که همیشه داستانهایش را شنیده بود، برای رفیق سلا مایه شادی وصفناپذیری شد و او در هر فرصتی از این شادیای که بدان رسیده بود یاد میکرد. وی با شور و اشتیاق به زندگی جمعی پیوست، در آموزشهای پایهای گریلا شرکت کرد و آموزشهای ایدئولوژیک و نظامی خود را با موفقیت به پایان رساند. او از واقعیتی زنان با آن روبرو بودند عمیقاً تأثیر گرفت سعی داشت بر اساس فلسفه رهبر آپو خود را از نو بنیاد نهد؛ مبارزه با وضعیتی که در آن زنان نادیده گرفته میشدند و به کالا تبدیل میگشتند الگوی مبارزاتی وی بود . سلا پیوندی استوار با مبارزهمان برقرار کرد؛ مبارزهای که بریتانها و زیلانها را پرورده بود. او با شخصیت زحمتکش و صادقش بهسرعت در صفوف مبارزه رشد کرد، خود را از ویژگیهای منفیای که نظام در او پدید آورده بود رها ساخت و هویت اصیل خود را بازیافت. با شرکت در فعالیتهای گوناگون، تجربه تشکیلاتی اندوخت و به گریلایی توانمند تبدیل شد. او برای آنکه در جایگاه یک زن، نقشی پیشگامانه و درخور بر عهده بگیرد، بسیار تلاش کرد. رفیقمان که به عرصه نظامی علاقه فراوان داشت، از جمله رفقایی شد که تاکتیکهای گریلایی را با موفقیت به کار میبستند.
رفیقمان بارها پیشنهاد کرد که در روند جنگ انقلابی خلق شرکت کند و با رفتن به زاگرس، در مقاومت تاریخی علیه اشغالگران جای گرفت. او همانطور که در زندگی پیشگام بود، در جنگ نیز نقش پیشگامیاش را بهخوبی انجام داد و کارنامهای موفق از مبارزه نظامی بر جای گذاشت. سلا در جنگ شمزینان در خط مقدم حضور داشت و ضربهای سهمگین بر دشمن وارد نمودند. شهادت خویش و همرزمش، رفیق دستَان بریتان (سمیرا جعفری) در سال ۲۰۱۲، عزم و اشتیاق سلا را برای مبارزه بیشتر کرد.
رفیق سلا بیوقفه برای گرفتن انتقام همه شهیدان، بهویژه شهید دستَان، و رساندن رؤیاهای ناتمام آنان به پیروزی تلاش کرد. با شخصیت مصمم به پیروزی و پرشورش در زندگی، محبت و احترام همه رفقایش را در هر جایی که حضور داشت، به دست آورد. سلا همواره در جستوجوی پاسخ این پرسش بود: «چگونه میتوانم بیشتر به ملتم خدمت کنم؟» و بر همین اساس میکوشید و مبارزه می کرد. شجاعت، فداکاری و شیوه رزم فداکارانهاش، او را تبدیل به الگویی برای همه رفقایش کرد. رفیق سلا سپس به منطقه آواشین رفت و با تبدیلشدن به فرمانده، مبارزهاش را یک گام پیشتر برد. او در مقاومت تاریخیای شرکت کرد وی در برابر حملات نابودگرانهای ایستاد که دولت استعمارگر ترکیه، سال ۲۰۱۵، تحت عنوان عملاتی با هدف به زانو در آوردن جنبش آپویی با همکاری نوکران و با چراغ سبر ناتو آغاز نموده بود. در این حملات همامی تکنیک و تاکتیک نظامی از جمله سلاحهای شیمیایی و سلاح اتمی تاکتیکی را بکار بردد. سیلا هم در زندگی و هم در میدان جنگ، نمایندهای نیرومند از خط مبارزاتی آپویی و مبارزی دلیر در مسیر پکک و پاژک بود. او برای پاسخگویی به روند جنگ گسترده، بیوقفه تلاش کرد و در تاکتیکهای گریلا به مهارت بیشتری رسید. رفیق سلا آموختههایش را با رفقایش در میان میگذاشت و برای رشد رفقای تازه وارد تلاش میکرد بدین صرت به به مبارزی نمونه در خط آپویی تبدیل شد.
رفیقمان سلا که با تلاش و کوشش فراوان در صفوف مبارزه آزادی کوردستان خود را از نو بنیاد دهاده بود و هر لحظه زندگیاش را بیتردید وقف آینده آزاد ملت کورد میکرد، در پی حمله دولت اشغالگر ترکیه، در ۲۶ دسامبر ۲۰۱۷ در آواشین به کاروان شهیدان پیوست. یاد سلا که شیوه مبارزه فداکارانه بریتان و زیلان را سرمشق خود قرار داد و میراثی ماندگار از مبارزه بر جای گذاشت، همواره راه پیش رویمان را روشن خواهد کرد.
ضمن گرامی داشت یاد و خاطرهی شهید سلا شهادت این همرزمان را بهویژه به خانواده گرامی او و نیز به همه مردم میهن دوست سلماس و خلق آزادیخواه کوردستان تسلیت میگوییم.








کد سازمانی: سلا دستان
نام و نام خانوادگی: زهرا اسماعیلی
تاریخ و محل تولد: ١٩٩٢ – روستای کلا رش – سلماس
نام مادر: خدیجە
نام پدر: زبید
تاریخ و محل پیوستن: ٠٨-١٢-٢٠٠٩ _ سلماس
تاریخ شهادت: ٢٦-١٢-٢٠١٧