منطقهی لیلاخ با مرکزیت دهگلان بخش مهمی از سرزمینی است که با یلاقهای سردسیری در نبردی نفس گیر با اشغالگران صف آرایی نموده است. میراثیست از مبارزات سنجر خان در برابر قشون روسیهی تزاری و اولین قلعهای بود که رضا خان شیش لول را که بعدها به رضا خان پهلوی به قدرت رسید به زمین زد. بدون یادآوری این تاریخ مملو از مبارزه نمیتوان از سرزمینی حرف زد که اصالت فرهنگی و زبانی خود را حفظ نموده. رشد و بالندگی حس میهن دوستی در این خطه اصالت خاص خود را دارد که بایستی آن را تنها در شخصیت مبارزینی دید که به جنبش آزادی کوردستان پیوستهاند.
رفیقمان زانا آدار با اصالتی از منطقهی لیلاخ که بعد اینکه خانوادهاش به شهر سنندج ساکن میشوند در خانوادهای پایبند به اصول میهن دوستی و مقاومت دیده به جهان میگشاید و در سنندج رشد و بالندگی پیدا میکنند. سنندج شهری است که بمانند دژی اصالت خود را حفظ نموده و به نمادی از هویت و فرهنگ کهن جامعه کوردستان گشته. برای رفیق زانا تبدیل به زادگاهی شد که در آن رشد نماید. شهری که همزیستی با ملل دیگر را در خود حفظ کرد به گونهای که هنوز داستانها محلهی یهودی نشینان سنندج بخشی از خاطرات شیرین این شهر میباشد. بازار و امارتهای دوران حنومت اردلان بیانگر تاریخی از شکوه ملتی است که بر نقش نگارههی این شهر خود نمایی میکند. سنندج را بحق بایستی شهری از غرور یک ملت خواند هم با مقاومت خود هم با مشارکت فعالی که در زمینهی پاسداری از هنر و ادب و موسیقی از خود نشان داده است. میتوان به سراحت بیان داشت هجمهی یورش دشمن و سیاست آسیملاسیونی که علیه این شهر و مردمانش پیروی گشته بر غنای برفرهنگی این شهر بر می گردد. شهری که یک تنه در برابر این همه حملات ایستاد و نه تنها تسلیم نشد بلکه آنچه دیده میشود تاثیر هنر و موسیقی است که بر مرکز نهاده؛ شهری از موسیقی، مجسمه سازی و تئاتر.
رفیق زانا تا دوره دبیرستان تحصیل نمود، در این دوران بود که سیاستهای دولت را جهت اضمحلال جامعهی کوردستان از نزدیک حس نمود و با آن دست و پنجه نرم کرد. وی او به سه زبان تسلط داشت و میتوانست با توانایی که دارد در میان ملتهای گوناگون پیوند برقرار کند و به فرهنگ همزیستی مشترک یاری رساند. رفیقمان در برابر سیاستهای حبس و سرکوبی که به نام رهبرمان بر خلق کُرد تحمیل میشد، پرسشهای عمیقی داشت و با اندیشیدن درباره این تضادها، جستوجوهایش را گسترش داد. زانا دریافت که سیاستهای نظام برای واداشتن او به انکار هویتش، بیگانهشدن از خویشتن است؛ ازاینرو، پاسداری از ارزشهای اصیل خود را بیش از پیش بمانند وظیفهای انقلابی در پیش گرفت.
رفیق زانا شاهد واکنش مردم روژهلات کوردستان نسبت به اسارت رهبرمان در جریان توطئهای بینالمللی بود و در این دوره به جستوجوی راه مبارزه پرداخت. خشم و مقاومتی که خلقمان در برابر توطئه علیه رهبری نشان دادند، عمیقاً در او تاثیر نهاد. او آگاه بود که بهترین پاسخ به شرایطی که در برابر تلاشهای حذف و انحلال از درون و بیرون پدید آمده بود، پیوستن به صفوف گریلاست و تصمیم به ملحق شدن به صفوف گریلا نمود. بر همین اساس، در سال ۲۰۰۳ در زادگاهش روی به صفوف گریلا آورد و به مبارزه پیوست.
رفیق زانا پس از پیوستن به صفوف گریلا، نخستین آموزشهایش را در منطقه قندیل گذراند و بهسرعت با زندگی کوهستانی و زندگی گریلا سازگار شد. در دوره آموزش فرصت یافت حزبمان را بهتر بشناسد و درک کند و کوشید فلسفه آپویی و اصول آزادی را در زندگیاش بازتاب دهد. علاقه و اشتیاقش به درسهای نظامی به پیشرفت سریع او کمک کرد و برای کسب هر توانمندیای که مبارزه نیاز داشت، تلاش نمود. زانا بدون دشواری با شیوه زندگی سازمانی سازگار شد و زندگی جمعی گریلا و فرهنگ رفاقت را درونی کرد.
پس از پایان موفق آموزش، رفیقمان به منطقه زاپ رفت و با دیدن کوهستانهای باشکوه زاگرس، رودخانهها و درههای انبوه آن شگفتزده شد. او بارها در روایتها شنیده بود که این کوههای تاسخیر ناپذیر تنها آغوش خود را به روی گریلا میگشایند و برای اشغالگران تبدیل به گورستان میشوند؛ ازاینرو، فرهنگ مقاومت این سرزمین را با تمام وجود حس کرد. رفیقمان با وجود شرایط دشوار زاگرس، مبارزهاش را با عزمی راسخ ادامه داد و نیرویی را که کوهستان به گریلا میبخشید همواره در شخصیت خود بازتاب داد.
رفیق زانا که هر روز بر عزم مبارزاتیاش میافزود و به داشتههای موجود بسنده نمیکرد، در جریان کارزار یکم ژوئن( که از آن تحت عنوان مرحلهی دوم پازده آگوست یاد میشود) میخواست خود را از نظر نظامی آماده کند. فعالیت گریلاها در همهجا باعث شد او خود را عمیقاً مورد پرسش قرار دهد. بر همین اساس، مبارزهاش را جهت آمادهشدن برای تاکتیکهای گریلای مدرن متمرکز کرد و برای افزایش توانمندی نظامی خود کوشید. او در زاگرس بهعنوان گریلا فعالیت میکرد و از هر لحظه بهخوبی بهره میگرفت؛ شخصیتی آرام صداق، صمیمی، خونسردی و انضباطی داشت که بدین صورت احترام همه رفقایش را جلب نمود..
رفیق زانا آدار در ۳ سپتامبر ۲۰۰۶، در منطقه زاگرس به کاروان شهیدان پیوست. او همهچیزش را برای آزادی مردمش فدا کرد و با عزم گامبرداشتن در راهی که شهیدان گشوده بودند، توانست مسیر آزادیخواهیاش را به اوج برساند. شخصیت و مبارزه او همچنان در یاد و خاطرهی رفقای همرزمش که در کوهستانهای کوردستان مقاومت میکنند زنده و پا برجا است.
بدین مناسبت شهادت رفیق زانا را بهویژه به خانواده گرامی او و نیز مردم میهن دست دهگلان و سنندج و خلق انقلابی کوردستان و تمامی آزادیخواهان تسلیت میگوییم.


کد سازمانی: زانا آدار
نام و نام خانوادگی: سامان منصوری
تاریخ و محل تولد: ١٩٨٤ _ سنە
نام مادر: زهرا
نام پدر: شریف
تاریخ و محل پیوستن: ٢٠٠٣ _ سنە
تاریخ شهادت: ٠٣-٠٩-٢٠٠٦ _ زاگرس